این یه آپ متفاوته...قضاوت باشما!
آیات4تا42-باب دوم سفر پیدایش-کتاب مقدس(البته تحریف شده!):
"خداوند ابتدابا خلقت آدم آغاز می کند ومرد به عنوان انسان اولیه متولد می شود
خداوند بهشت را برای مرد میآفریند تا در آن همراه درختان زندگی کند...
وچون آدم احساس تنهایی میکند خداوند او را در خوابی عمیق فرو می برد و زن را از دنده او میآفریند زن آفریده میشود تا شریک او باشد و آنها با هم ازدواج می کنند"
و دیدگاه یک روشنفکر مسلمان به نام دکتر شریعتی(البته بدون تحریف):
"پروردگارم، مهربان من، از دوزخ اين بهشت، رهايي ام بخش!
در اينجا هر درختي مرا قامت دشنامي است و هر زمزمه اي بانگ عزايي
و هر چشم اندازي سكوت گنگ و بي حاصلي،رنج زاي گسترده اي.
در هراس دم مي زنم.در بي قراري زندگي مي كنم.
و بهشت تو براي من بيهودگي رنگيني است.
اين حوران زيبا و غلامان رعنا
همچون مائده هاي ديگر براي پاسخ نيازي در من اند،اما خود من بي پاسخ مانده ام.
هيچ كس، هيچ چيز
در اين جا "به خود" هيچ نيست.
"بودن من" بي مخاطب مانده است.
من در اين بهشت،
همچون تو در انبوه آفريده هاي رنگارنگت تنهايم.تو قلب بيگانه را مي شناسي كه خود
در سرزمين وجود بيگانه بوده اي"!
"كسي را برايم بيافرين تا در او بيارامم"!
دردم درد بي كسي بود"
پ.ن:تفسیری که از دیدگاه اولیه شده:"چنین تعابیری نگاهی شئ انگارانه,طفیلی و درجه دوم به زن ایجاد میکند که در خدمت جنس مرد و برای او آفریده شده و خودش هیچ اصالتی ندارد بلکه با نسبت به مرد معنا پیدا میکند...
پ.ن:تفسیر دیدگاه دوم و البته دیدگاه شما بمونه درکامنتاتون....
پ.ن:شرمنده اولین باره اینقد طولانی شده 
موضوع :
|
*| نوشته شده در یکشنبه 21 شهریور1389 و ساعت 12:51 توسط
فهيمه |